امروزه فرار زنان و دختران از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در کشور بوده که در این اواخر افزایش قابل ملاحظه ای یافته است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و غیره در بروز این پدیده نقش دارند. این فرارها که بیشتر ناشی از خشونت های خانواده گی و انحرافات اخلاقی عنوان شده است، پدیدهء مشکل زا در بین اجتماع شمرده شده که عواقب دردناک و وخیمی را در زنان و دختران فراری سبب می گردد. در جامعهء سنتي ما زن و دختری که بنا بر عوامل مختلف اقدام به فرار از منزل می کنند، نمی توانند دوباره به همان وقار و منزلت قبلی در اجتماع نمایان گردند.
کميسیون مستقل حقوق بشر در گزارش سال 2008 خویش، 174 مورد فرار زنان از منزل را در سطح کشور به ثبت رسانیده اند؛ اما در هشت ماه سال 2009 به 47 مورد می رسد. به باور فعالان حقوق زن و حقوق بشر پدیدهء فرار از منزل طی سال های اخیر بخصوص سال جاری، افزایش چشمگیری داشته است.
با اينکه قوانين افغانستان فرار از منزل را به مفهوم مجرد آن جرم ندانسته اند؛ اما در عمل اين موضوع در ادارات عدلي و قضايي افغانستان مورد بررسي قرار ميگيرد. برعلاوه به دليل اينکه اين موضوع در قانون وضاحت ندارد، رسيدi گي به آن را به حکم ماده 130و131قانون اساسي محول ميکنند. در این ماده، قضیهء فرار از منزل به شریعت اسلامی رجعت داده می شود.
هرچند فرار از منزل علل و عوامل بی شماری در پی دارد از جمله خشونت های فامیلی علیه زن؛ مانند ازدواج های اجباری، بد و بدل، حاکمیت مردان بالای زنان، ضعف اقتصاد، بیکاری و غیره که عدهء زیادی از فعالان حقوق زن این فرارها را به دو دستهء عمده تقسیم می کنند؛ یکی فرار ناشی از خشونت های فامیلی و رفتار زن ستیزانه بالای دختران و زنان و دیگری فرار ناشی از انحرافات اخلاقی و پیوستن به انحرافات در نزد زنان و دختران.
فرار از منزل؛ فرار از خشونت
در بخش فرار از خشونت؛ دختران و زنان، بعنوان یگانه راه رهایی از خشونت و استبدادي که از سوی مردان خانواده و دیگر اعضای فامیل بالای شان انجام می پذیرد، دست به فرار می زنند.
خواه پناه بردن به خانهء اقارب و خواه به مراجع دولتی و غیره و یا هم بی پناه در جاده ها گام برمی دارند؛ بدون اینکه سرنوشت با آنان چه بازی هایي را انجام خواهد داد. گروهي بخاطر حفظ حيثيت و آبروي خود و خانواده و جلوگيري از شايعات دست به خودسوزي ها و خودکشي ها مي زنند و گروه ديگری به اين رسم پشت پا زده و طريق ترک منزل را در پيش مي گيرند. به فکر آنکه مگر دوري از خانه و کاشانه بتواند، مدت زماني يا به شکل دايمي، آنان را دور از خشونت نگهدارد و هم طرف مقابل را متوجه اشتباه شان بگرداند.
"زاهده" دختر هفده ساله که صنف یازدهم در یکی از لیسه های کابل می باشد، همین اکنون در یکی از خانه های امن بسر می برد؛ او علت فرار از خانهء خویش را چنین بیان می دارد:
"هنوز سه- چهار سال داشتم که پدرکلانم، خاله ام را به شوهر داد و از اینکه بالای نامزدش باج و مصرف عروسی را زیاد گذاشته بود، آنان مجبور به فرار از خانه شدند؛ اما بعد پدرکلان و پدرم به خاطر اینکه سر و صداها را خاموش سازد و به دشمنی خاتمه دهد، پدرم در مجلس ریش سفیدان وعده کرده بود که هرگاه یکی از دخترانش بزرگ شود، برای آن ها عروس خواهد ساخت. بدون اینکه من در جریان باشم، بعد از 13 سال آن مردم از ولایت بغلان سر رسیده و برای عملی کردن وعدهء پدرم، برای عروسی به خانهء ما آمدند."
وي مي افزايد: "هرقدر تلاش کردم که مرا در بد و یا گناهي که خاله ام مرتکب شده بود، ندهند؛ اما پدرم در مقابلم دست به خشونت زده و به این ترتیب می خواست که به هرشکل ممکن مرا تسلیم آنان کند. من که همه راه را به رويم بسته می دیدم، بعد از جریان گذاشتن حوزهء دوازدهم از خانه به هدف پناه بردن به خانهء کاکایم فرار کردم و بعد به اتفاق کاکایم به حوزه رفته و از آنجا به خانهء امن (شلتر) فرستاده شدم. با فرار من از خانه، فامیل نامزدم که هرگز شناختی از او ندارم، دو باره به ولایت بغلان فرار کرده اند. بعد از آن، پدرم هنوز هم بالای حرفش ایستاده و قهرش به خاطر فرار کردن من ازخانه فزونی یافته است و حتي او در چندین جای به خاطري که آبرو و عزتش را ربوده ام، حرف هایي از کشتن من نیز زده است."
معمول ترين نوع خشونت ها نزد زنان و کودکان، خشونت هاي خانواده گي است که از الفاظ رکيک بد و دشنام و لت و کوب شروع تا به سرحد جرح و قتل، ادامه پيدا می کند. زنان و کودکان، قشرآسيب پذير اند يعني که در برابر خشونت ها و ناملايمات، مقاومت کمتر از مردان دارند. بناءً در صورت تداوم خشونت، زمانيکه احساس کنند که اين امر لاعلاج شده است، خود در پي يافتن چاره برمي آيند و بدون شک فرار را بر قرار ترجیح می دهند. این تنها مواردی نیست که دختران قربانی خشونت هاي خانواده گی می شوند.
"زهره" 13 ساله که در مرکز اصلاح و تربیت اطفال در حجز(قید) به سر می برد، می گوید: "من به خاطر مشکلات فامیلی از خانه فرار کرده ام. سه ساله بودم که پدرم فوت کرد و بعد از آن، مادرم شوهر دیگری گرفت. پدرم قبل از مادرم زن دیگری هم داشت و از آن زن دو پسر نیزداشت. بعد از رفتن مادرم، برادراندرانم مرا با خواهر کوچکم تا آخرین حد ممکن شکنجه می داد، از مشت و لگد گرفته تا زدن با کیبل برق، از ما دو خواهر دریغ نمی کرد. بار اول که فرار کردیم یک شب زمستانی بود و سخت ترین شب زنده گی ما به شمار می رود. ما دو خواهر که خواهرم یازده ساله است، شش بجه شام از خانه (قوای مرکز) حرکت کردیم و نه بجه شب به وزیراکبرخان خانهء مامایم رسیدیم. شب سردی بود و ما هردو از سرما می لرزیدیم؛ اما بعد دوباره برادراندرم نزد مامایم آمده و ما را به خانه ی خود برد؛ اما این بار از بار قبلی نیز ظلم زیادتر برما روا می داشت که این کار او مرا به بار دوم به فرار وا داشت. بار دوم خانه را رها کرده و به لیسهء مریم رفتم تا خانهء مادرم را بیابم؛ اما موفق نشدم و بعد از سوی افراد پولیس به نام دختر هرجایی دستگیر شدم و به جرم فرار از منزل یک سال و دو ماه قیدم برآمد."
اکثر قضاياي فرار از منزل را، دختراني از سن 12 الی 25 ساله تشکیل می دهد. هنگامی که به وزارت امور زنان به خاطر اطلاعات بیشتر و اینکه وزارت زنان در این مورد چه کارهایي برای جلوگیری آن نموده اند، مراجعه كرديم؛ مسوولان این وزارت، به دلیل حساسیت برانگیز بودن این قضیه، شانه خالی کرده و حاضر به پاسخگویی نشدند.
بیشترفراریان زیر سن اند
پاینده محمد حسین خیل رییس ریاست حقوق ولایت کابل می گوید: "ما در لسان دری یک متل داریم که: "به تنگ آمد به جنگ آمد." هرفرار در عقبش خشونت دخیل می باشد.
هیچکس نمی تواند زنده گی خوش و آرام خود را نا آرام بسازد تا زمانی که مشکلات وجود نداشته باشد. فرار از منزل، خودکشی، خودسوزی و غیره مصیبت هایي اند که زنان از ناچاری بالای خود روا می دارند. در اینگونه قضایا پدیدهء خشونت دخیل می باشد. او می افزاید که در سال گذشته از جمله 3547 قضیه، 1005 جلد دوسیه از منازعات فامیلی درج شده است که 607 قطعه عریضه از منازعات فامیلی به این ریاست مواصلت کرده که تقریباً 150 قضیهء آن را فرار از منزل تشكيل مي دهد.
به همین شکل در ربع اول سال جاری( 1388) از 306 قطعه عریضه، 201 جلد دوسیه به منازعات فامیلی ارتباط می گیرد که موارد فرار نیز در آن بوده است. او می گوید که اکثر دختران فراری زیر سن 18 سال هستند؛ اما این تنها خشونت ها نیست که در فرار از منزل سهیم می باشد بلکه عوامل دیگری نیز وجود دارد که دختران و زنان بالاثر آن، راه فرار را در پیش می گیرند.
یکی از این عوامل؛ انحرافات اخلاقی در برخی از زنان و دختران به خصوص دختران زیر سن می باشد که منجر به فرار از منزل گردیده و در حقیقت به ارتکاب جرم دست می زنند.
پیوستن به انحرافات
همانطوری که یادآورشدیم، در كنار فرار از خشونت؛ یکی از چیزهايی که بیشتر در این اواخر در کشور قابل نگرانی است، فرار دختران زیر سن به اثر انحرافات اخلاقی همراه با ارتکاب جرمی می باشد و کوچکترین اشتباه یک دختر و یا زن، به از هم پاشی خانواده منجر می گردد. در بسیاری از موارد، دختران یا فریب ظواهر را خورده، با یک دیدار در بازار و سرراه و یا با یک تماس تیلفونی با پسری، دچار احساسات شده و منزل را به مقصد رسیدن به عاشق ترک می گویند. بدون اینکه عواقب ناگوار آن را در نظر داشته باشند. برخی زنانی نیز پیدا می شوند که به خاطر هوا و هوس، کانون گرم خانواده را برهم زده و بر موجودیت اطفال پا نهاده و ترک خانه و کاشانه می نمایند؛ اما در این اواخر، موارد فرار دختران زیر سن بیشترشده است.
دختر 13 ساله اي که چهره اش بیشتر به 9 ساله می ماند و باشندهء منطقه چهل ستون کابل می باشد، فعلاً در مرکز اصلاح و تربیت اطفال در قید به سر می برد. او که صنف هفتم مکتب را نیز تعقیب می کرد، علت فرارش را از منزل چنین حکایت می کند:
"در میان مزدورکاران و گل کارانی که در خانهء ما کار می کردند، پسری مصروف مزدورکاری بود. بعد از چند روز ما به یکدیگر علاقمند شدیم و بعد اظهار محبت نمودیم. هنگامی که از مکتب باز می گشتم او در کوچه منتظرم می ماند و درآنجا با هم صحبت می کردیم. یک روز او برایم پیشنهاد فرار را کرد. من هم بدون اینکه فکر کنم، با او از خانه فرار کردم. اول در یکی از مناطق کابل، خانهء عمه اش رفتیم و سه ساعت بعد همانروز ساعت 5 عصر به سمت مزار شریف که در آنجا سکونت داشتند، حرکت کرديم. در مزار شریف نیز بدون اینکه مرا به خانهء خود ببرد، خانهء پسرکاکایش برد و عفتم را بدون اینکه نکاحی در میان باشد، ربود. بعد از یکی دو روز پسرکاکایش به حوزهء مزار خبر داد و بعد درآنجا دستگیر شدیم. فعلاً حدود 42 روز می شود که دراین مرکز به سر می برم. او که به شدت احساس پشیمانی می کرد و زار زار گریه می کرد، اضافه کرد: "مادر و پدرم که کارمند دولت است، به خاطر من بسیار جگرخون شده اند. این بزرگترین اشتباه من می باشد."
مواردی که دختران، بیشتر با یک فریب و یا یک اشتباهي که از احساسات منشأ می گیرد، زنده گی خود را با دستان خود سياه كرده و به تباهی می زنند، کم نیستند. بسیار دیده شده است که دختران و حتي برخی از زنان بدون اینکه اندکی تامل کنند و سنجشی از زنده گی داشته باشند، فرار می کنند.
ماری اکرمی رییس عمومی دفتر رشد استعدادهای زنان افغانستان و مؤسس یکی از خانه های امن در کابل، می گوید: "در این اواخر، فرار از منزل نسبت به هر زمان و هر سال دیگر، بیشتر شده است. از سال 2003 که او خانهء امن را ایجاد کرده است، تا کنون 450 قضیهء فرار از منزل را در خانهء امن داشته است. او اضافه می کند: که از سال 2007 به اینسو بیشترین مورد فرار از منزل را ما در خانهء امن داشته ایم. تنها در سال گذشته 120 قضیه را به ثبت رسانیده ایم که این رقم واقعاً بیانگر ازدیاد فرار از منزل در میان زنان و دختران محسوب می شود و بیشتر این قضایا، دختران زیر سن را تشکیل می دهد.
عواقب ناگوار بعد از فراری شدن
بعد از فرار يا به دلیل خشونت و یا هم اشتباهات و انحرافات اخلاقی، دختران و زنان، دو باره می خواهند زنده گی عادی را از سر گیرند؛ با برخوردهای ناگوارتر از قبل، جا نداشتن در اجتماع و یا تنگ بودن زنده گی برای آنان، به مراتب بدتر از گذشته می شود. در مورد خشونت علیه زن و دختر شوهر و یا فاميل ها به جاي بيان حقيقت و قبول ملامتي، دست به شايعه پراگني ميزنند و براي برائت خود و ملامت نمودن زن و یا دختر فراری، معمولاً از حربهء فساد اخلاقي استفاده مينمايند. ازآنجاييکه در جامعهء اسلامي افغانستان، فساد اخلاقي از جمله منفورترين اعمال به حساب ميآيد و از جانبي هم اثبات بيگناهي درين مورد بيشتر مشکل است؛ زن و یا دختری که در جستجوي رهايي و عدالت از منزل فرار کرده است، قرباني اتهامات مذکور ميشود. اين حالت خود راه برگشت مسالمت آميز و آبرومندانهء دختر و زن فراري را مي بندند.
البته اين خشونت ها نه تنها در زنده گي زنان متاهل وجود دارد که موارد زياد آن، در زنده گي دختران نيز ديده ميشود. فرار از منزل از نظر عرف قديم که تا امروز معمول و پا برجاست، چنان زشت است که در بسياري از جاها غيرقابل بخشش بوده و بعضي ها صرف قتل ناموسي را جبران آن ميدانند. چنانچه اين عمل اکثرأ واقع شده است؛ زيرا مردان شامل پدر، شوهر، برادر و سايرين، چنين عملي را براي خانواده هاي شان ننگ و بي عزتي تلقي ميکنند. به همین خاطر دختر و زن فراری نیز بعد از فرار، با خطرات فراوانی روبه رو می شود.
خانم پتونی مهنا رییس عمومی دفتر زنان برای زنان افغان در کابل، می گوید: "ما قضیه اي داشتیم که متاسفانه دختر در اثر خشونت های فامیلی، از خانه فرار کرده و وقتي بعد از رفع مشکل، دوباره به خانه رفته است، با عکس العمل های شدیدتری روبرو گردیده و مجبور شده است دوباره خانه را ترک گفته و به ما مراجعه کند. ما به خاطر اینکه دختران و زنان، تا حدی مصئونیت خود را داشته باشند، برای شش ماه از محل زیست او دیدن کرده و حالات زنده گی اش را تحت نظر می گیریم."
عوامل فرار از منزل
عوامل زیادی در اينکه دختران به چنین کارهای بی بنیادي دست می زنند و یا پا به فرار از منزل می نهند، دخیل می باشد. فعالان حقوق زن و حقوق بشر و ارگان های ذیربط که در این رابطه فعالیت می کنند علل و عواملي چون فقر اقتصادی، ازدواج و نامزدی های اجباری، بد و بدل، خشونت های خانواده گی، مداخلات فامیل در زنده گی زن و شوهر، عدم تعلیم و تربیه، عدم آگاهی از تعلیمات شرعی و نابسامانی های اجتماعی، را در فرار از منزل زنان و دختران دخیل می دانند.
خانم پتونی می گوید: "متاسفانه گراف فرار از منزل، بسیار زیاد شده است که اگر ما در یک ماه 50 قضیه می داشته باشیم، 25 الی 30 قضیهء آن را فرار از منزل تشکیل می دهد. سالانه بیشتر از 500 و 600 قضایای مختلف ثبت مي شود که با تاسف بیشتر این قضایا، فرار از منزل می باشد و اکثریت آن ها نيز مربوط به دختران زیر سن می باشند. فعلاً 15 قضیهء فرار از منزل در خانهء امن ما وجود دارد.
اکثریت اين دخترها و خانم ها بیسواد استند. تفکیک نکردن خوب از بد، افزایش بیکاری و نرسانیدن نفقه، عدم آگاهی از حقوق بشر، باعث اين قضايا مي گردد. بیشتر دختران و زناني که خانه و کاشانهء خویش را ترک کرده و فرار می کنند و به ارگان های حمایت از زنان و حقوق بشر مراجعه ميكنند، اکثراً دلیل موجهي برای فرار خود ندارند. مشكل شان حتی می تواند در بین فامیل حل گردد.
برخی از نابسامانی های اجتماعی نیز وجود دارد که منجر به انحراف دختران می گردد. از جمله برداشت غلط از حقوق زن. در اکثریت موارد فرار از منزل ناشی از ضعف برداشت دختران از حقوق شخصي واجتماعي شان می باشد. ما قضیه هایي داریم که دختر با یک تماس تیلفونی پسر، از یک ولایت بدون محرم و یا همراهی به ولایت دیگری رفته است و بعد پسرهم بعد از سوء استفاده از او، او را قبول نکرده و حتي منکر تماس تیلفونی شده و یا تیلفون را شوخی تیلفونی عنوان کرده است. وقتی با اینگونه دختران از سوی فامیل برخورد صورت می گیرد و یا زیر فشار قرار می گیرند، آن را خشونت عنوان کرده دست به شکایت می زنند؛ اما برعکس ما قضیه اي را داشته ایم که دختر واقعاً دچار مشکل فامیلی بوده و این خشونت سبب شده که دختر فرار نماید."
همچنين حارنوال "مشتری دقیق" یکتن از مشاوران حقوقي زنان؛ ازدواج های اجباری، موارد اخلاقی، جرایم اخلاقی، فقر و بدبختی و بی توجهی والدین را در این پدیده شامل می داند و می افزاید: "در این اواخر شماری از دختران به خصوص دختران خوردسال از اثر بی توجهی فامیل، به انحرافات کشانیده شده اند. این امر سبب می گردد که آمار فرار از منزل، همراه با ارتکاب جرم اخلاقی نیز بالا برود. والدین اصلاً به این توجه نمی کند که دختران شان با چه سر و وضع می گردند و چه می کنند. ضعف تعلیم و تربیه و کم سوادی و عدم آگاهی نیز عواملی می باشند که بسیاری از زنان و دختران با آن روبرواند."
به باور او دختراني که در پهلوی فرار از منزل مرتکب جرایم اخلاقی می شوند، باید سخت مجازات نیز بشوند. او می گوید: "در قانون کشور برای فرار از منزل، کدام جزای مشخصي وجود ندارد؛ جز اینکه دختر و زن فراری مرتکب جرم نشود." خانم مشتری می افزاید که در بسیاری از موارد، مصارف گزاف بالای مرد از سوی فامیل دختر، سبب می گردد که مرد پول مصرف کردهء خویش را دو باره از خانمش از راه های نامشروع (کشانیدن آن به انحرافات) به دست آورد. وي می گوید که برای اثبات این موضوع، شواهد زیادی موجود است و او خود چنین قضایا را دنبال می کند.
راه حل
اینکه چگونه می توان جلو فرار زنان و دختران از منزل را گرفت و خشونت ها را کاست؟ به چند اصل باید تکیه كرد كه از جمله ارتقای تعلیم و تربیه به سطح عموم به خصوص زنان و دختران، آگاهی های علوم شرعی توسط علما، تبلیغات گسترده از اضرار فرار از منزل و خطرات ناشی ازآن، قوی ساختن بنیهء مالی زنان و استقلالیت اقتصادی زنان، کار روی محو و یا کم ساختن خشونت ها و غیره راهکارها می تواند مثمر واقع گردد.
رییس حقوق ولایت کابل آقای حسین خیل، نداشتن استقلالیت اقتصادی زنان را عامل عمدهء این موضوع دانسته می گوید: "حاکمیت مطلق مردان بالای زنان، چيزي است که در جامعه وجود دارد. زنان در افغانستان استقلال اقتصادی ندارند. تا زمانی که زن استقلال اقتصادی نداشته باشد، نمی تواند از خشونت و سلطهء مردان بیرون برآید."
به باور او انجوها و ارگان های حمایت از زنان، قبل از انگیزه دادن به زنان، باید آنان را متکی به خود بسازند و زمینهء خوداتكايي را برای آنان فراهم سازند تا زنان از سلطهء مردان، بیرون شوند و خود بتوانند از مشکلات خود به درآیند.
آقای حسین خیل می افزاید: "اگر انجوها و ارگان های ذیربط، می خواهند که زنان از این ورطه بیرون شوند، باید در پهلوی تعلیم و تربیه، زنان را به خودكفايي اقتصادي برسانند.
نتیجه گیری
تا زمانی که دولت به منظور برخورد مناسب و عادلانه، به قضایای خشونت در برابر زنان اقدام نکند و ارگان های حراست از قانون، جلو ازدواج های اجباری و دیگر موارد خشونت را نگیرد و زمینه های دسترسی زنان را به ادارات امنیتی، عدلی و قضایی در سراسر کشور فراهم نسازد، مشکل است که به مشکلات زنان پرداخت. باید در زمنیه استقلالیت اقتصادی، فکری و اجتماعی زنان توجه صورت گرفته و در جهت تعلیم و تربیهء زنان و دختران کار شود. باید به خاطر مهار کردن نا بسامانی های اجتماعی، به صورت جدی توجه گردد.